سلام
آذر است.
اما همیشه برای من آبان می ماند.
خدا یک قطره از صبری که برای تو کنار گذاشته بود را برداشت
و ایوب را ساخت.
تولدم بود.
یادت ............... نیست.
دیگر یادت نمی ماند.
نمی مانم .
۲۰/آذر/چه فرقی می کنم؟
+
+
+
گفتم که صبوری تو را ندارم.
ممنون از SMS ات.
۲۲/آذر/کاش برای تو زیبا باشد
[ ]
+ آتش گرفته در زمان 17:59 آتش نگارآذر سرافراز
شاید باید در این روز آبان اینجا را پر می کردم از آنچه که
در خورت باشد
اما با همه ی روز مرگیم که خسته ات می کند می گویم :
تولدت مبارک!
مثل دیشب که بعد از پنج بار تبریک گفتی : باشه.خدافظ
اینها را با بغض نوشته ام.
.
.
.
شب ها که می خوابی
زنبورها بی خانمان می شوند
و من به تمام گربه ها ایمان می آورم
شب ها که خوابم نمی برد
پلک هایم بی حضوریت را سجده می شوند
*
یوسف اگر می دانست
روزی با زندان هم آغوش می شود
هیچ وقت به ساربان دلخوش نمی کرد
و تو اگر می دانستی عاقبت ِ "آذر" ، "آزار" است
آخرین ماه سال می شدی.
ولی حالا
اعتراف سخت می شود
اعتراف به اینکه اگر
رد لب هایت را از تک به تک مژها و تار به تار موهایم
پاک کنم
باز هم آبان است
که اگر از تقویم خط بخورد
آذر هم هیچ وقت نخواهد آمد.
[ ]
+ آتش گرفته در زمان 10:16 آتش نگارآذر سرافراز




